نشست ادبی معرفی کتاب تاریخ فلسه یزد برگزار شد+ گزارش تصویری
نشست ادبی معرفی کتاب «تاریخ فلسفه یزد» به نویسندگی حمیدرضا عبدلی مهرجردی در کافه کتاب حسابی برگزار شد.
به گزارش صدای میبد: نشست ادبی معرفی کتاب «تاریخ فلسفه یزد» به نویسندگی حمیدرضا عبدلی مهرجردی در کافه کتاب حسابی برگزار شد.
این نشست با حضور علاقه مندان کتاب و برخی از چهره های فرهنگی شهرستان پنج شنبه شب به مدت ۲ ساعت به اجرا در آمد.
گفتنی است کتاب «تاريخ فلسفه يزد» توسط حميدرضا عبدلي به نگارش درآمده و روانه بازار نشر شده است. اين کتاب با مقدمه اکبر قلمسياه آغاز و سپس به معرفي چهره هاي فلسفي يزد مي پردازد.
کتاب تاريخ فلسفه يزد در ۲۱۰ صفحه و در قطع رقعي به قيمت ۱۲ هزارتومان به زيور چاپ آراسته شده است. نويسنده در بخشي از پيشگفتار اين کتاب چنين نوشته است:
يزد اگرچه مهدِ تاريخ است؛ اما به راحتي نميتوان آن را مهد حکمت و فلسفه پنداشت؛ مگر آنکه دايره تعريف فلسفه را بزرگتر کنيم و هر گونه انديشه و فکري را فلسفه بپنداريم. فضايِ ديني و آئيني غالب در يزد، اين سرزمين را به مرکز اخلاق و دين مبدل کرده است؛ چه پيشينه زردشتياش را لحاظ کنيم و چه به «دارالعباده» بودنِ آن اکتفا کنيم. تفکر فلسفي و تأملات عقلي همانند هنر، معيشت فراخ و فراغت ذهن ميطلبد تا انبساط خاطري فراهم شود و از بطنِ نفس آدمي، فرزند فلسفه و هنر و معنا متولد گردد. اما اگر سفره زندگي تنگ باشد، سختکوشيِ قنات و بارِ قناعت ميطلبد و ديگر مجالي براي تولد، رشد و پرورش آن فرزندان خلف فراهم نميآيد؛ پس موقعيت جغرافيايي و اقتصادي نيز در اين امر بيتأثير نبوده است. آنچه مسلم است اين فضا، جا را براي فقها، عرفا و مفسران بازتر و مهياتر از فلاسفه، حکيمان و متکلمان کرده است و وقتي به چهرههاي شاخص فرهنگي يزد در تذکرهها و مشاهير نگاه ميکنيم، اين موضوع را بيشتر درمييابيم. شايد به همين دليل بوده است که تذکرهنويسان يا کاتبان کتب مشاهير يزد، از اين مهم گذر کرده و زحمتِ استخراج فلاسفه و بيان فلسفه آنها را به خود ندادهاند. فلاسفهاي که با توجه به محاسبات فوق، به سختي در اين فضاي آئيني، نمو يافته و باليدهاند، احتمالاً مجبور بودهاند آراي خود را کمتر بروز دهند و يا چنان – چه خواهيم ديد- ديدگاههايشان را در خارج از فضاي فکري يزد، گسترش دهند تا سَرِ حکمت و حکيم بهسلامت دارند. از اين رو فقيه در يزد کم نداريم؛ اما به راحتي نميتوان از اين چشمِ ظاهربين به باطنِ فکري يزد پل زد و فلسفه و فيلسوف بيرون کشيد؛ اين نيز دشواري کار را دوچندان مينمايد.
هر فلسفهخوان و فلسفهداني را نميتوان فيلسوف ناميد؛ فيلسوف کسي است که فلسفه ورزيده و منشأ اثر و تغيير بوده و حتي اگر لازم بوده مبناسازي کرده است. منشأ اثر بوده يعني تأليف و تدريس گسترده داشته يا جريانسازي فلسفي کرده يا طرحي نو در فضاي فکري در انداخته است. از اين رو معذورم اگر نام بزرگاني چون شيخ غلامرضا يزدي (فقيه خراساني) (۱۲۵۷-۱۳۳۸ هـ.ش) را نميآورم. وي الگويِ تقوا و پارسايي بود و تمام تلاش خود را صرف انسانسازي، اخلاق و ديانت مردم کرد و در اين راه عمر گرانمايه را هزينه نمود؛ اما چندان به ترويج و تدريس گسترده فلسفه اهتمام نداشت؛ اگرچه کساني هستند که در يزد نزد اين حکيم، مقدمات فلسفي را آموختهاند يا با آن بزرگوار مباحثات فلسفي داشتهاند. اين مسأله درباره ميرزا سيّدعليمحمّد کازروني (۱۲۷۸- ۱۳۵۸ هـ.ش) نيز صادق است. کازروني شاگرد شيخ غلامرضا يزدي بود و حتي عرفان و «شرح منظومه ملاهادي سبزواري» در فلسفه را از او آموخته بود. عموم کار فلسفي او نيز تدريس منظومه بود. از اين دو بزرگوار اثري فلسفي به يادگار نمانده است. شيخ جلالالدين آيتاللهي (۱۲۷۱-۱۳۷۰ هـ.ش) نيز نزديک به نيم قرن تدريس داشته است. بيشتر تدريسهاي وي در زمينه اصول، فقه، کفايه و «شرح منظومه» بوده است و تنها در کتاب «برهانِ لم» خود به طرح مبحثي فلسفي پرداخته است. وضع بسياري از اساتيد فلسفه دانشگاهي که پا فراتر از تحصيل و تدريس سرفصلهاي دانشگاهي نگذاشته يا همت فيلسوفانه نداشتهاند نيز همينگونه است؛ اگرچه اين بزرگان نيز سالها در رشته فلسفه تحصيل و تدريس کردهاند و به اقتضاي ارتقاي رتبه شغلي مجبور به تنظيم و چاپ مقالات فلسفي بودهاند.
فلسفه بالذات به فيلسوف و بالعرض به فلسفهخوان، فلسفهدان و فلسفهگو تعلق دارد. در اين گفتار فقط به بعد فلسفي و حکمي فلاسفه پرداخته خواهد شد و از ابعاد اجتماعي، سياسي، اقتصادي، ادبي و امثال آن – جز به ضرورت و آن هم در حد اشاره – سخن نميگوييم و بررسي آن را به اهل آن واميگذاريم. لازم به ذکر است کساني را که با تحقيق و تأليف روشمند با فلسفه درافتادهاند نيز کاويدهايم؛ زيرا مخالفت روشمند با فلسفه به معناي قرارگرفتن در جريان فلسفي است؛ اگر چه جريان مخالف يا سد راه جريان رشد فلسفه باشد. از همين جا حسابِ مخالفت تقليدي فقهي جدا ميشود و جايي براي طرح آن در تاريخ فلسفه و فلاسفه نميماند. در اين اثر تلاش ميکنيم در حد توانِ خود از عهده معرفي فلاسفه يزد و بيان مختصري از انديشه آنها برآئيم و فيلسوفان يا حکيماني را که ارتباط محکمي با يزد مييابند به نقد و بررسي بگذاريم. ضمناً ترتيب چينش نام فيلسوفان يزد در اين اثر، به ترتيب تاريخ تولد ايشان است.
با مرور تاريخ فلسفه و فلاسفه يزد خواهيم ديد که بهطورکلي فضاي نقد و جرح فلسفه در يزد بيشتر از ترويج آن بوده است. اين مقابله با فلسفه تا حدي به مقابله با خردورزي و تعقل انجاميده و در يزد فضايي تقليدي و تعبدي حاکم کرده است؛ يعني اين مقابلهها نه تنها به زيان فلسفه تمام شده و فلسفه مجال رشد و باليدن در خود يزد را نيافته، بلکه به دينورزي عاقلانه نيز آسيب وارد کرده است. براي همين اگر رشدي در فلسفه يزد رخ داده، از سويِ يزدياني است که در فضايي غير از يزد رشد کردهاند يا ذهن خلاق و توسعه يافته خود را با خود به بلاد ديگري غير از يزد بردهاند و آنان که ماندهاند، عموماً براي پيشرفت، ناچار به نوعي سازش با امراء و حکومت وقت بودهاند.
لازم به ذکر است حميدرضا عبدلي از معلمين جوان و خوش ذوق ميبدي است. وي داراي مدرک کارشناسي تربيت معلم قرآن مجيد از دانشکده علوم قرآني ميبد و کارشناسي ارشد فلسفه از دانشگاه اصفهان است. اين محقق جوان هم اکنون در رشته دکتري فلسفه دانشگاه اصفهان مشغول به تحصيل مي شود.
از اين نويسنده توانا چندين اثر تاکنون به چاپ رسيده است از جمله:
– تفسير فلسفي قرآن: رويکرد ها و آسيبها
– زندگي آرام
-ترجمه کتاب مثلث خدا جهان انسان: گفتگويي بين علم و دين
– قرآن، حقيقت، خير و زيبايي: مقالاتي در تفسير موضوعي قرآن
– از بيت الحکمه سياسي تا نهضت فرهنگي ترجمه
ارسال نظر